فریب و نیرنگ بسه دست تو رو شد واسه من
چــوپون دروغگو بودی حرف از عاشقی نزن
یه عمر بازیچه دست تو بودم
همه جا تو سرور و ما پا پتی
واســــه تو ناجی بی ریا شدم
واســــه تو ناجی بی ریا شدم
فریب و نیرنگ بسه دست تو رو شد واسه من
چــوپون دروغگو بودی حرف از عاشقی نزن
مــن بی تو هیچم تو باورم نکن
خــــــیسم ز گریه تنها ترم نکن
عــــاشق نبودم تا با تو سر ک
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط &&***&&
|
يا صاحب الزمان (عج) ادركني
گذشت افطار و هنگام سحر شد
نيامد يارم و خاك به سر شد
نيامد ساقي ميخانه دوست
خماري كم نگشت و بيشتر شد
به اميدي كه حتماً خواهد آمد
دو چشمم دوخته بر پاي در شد
به پاي سرو ناز سر بلندم
سر افتادهام افتادهتر شد
نه تنها من ز پا افتادهام، ني
ز هجرانت جدا كوه از كمر شد
اگر آيي چه آهي و چه سنگي
ببين آيينه هم اهل خطر شد
به ياد آفتاب افتاده هر صبح
كه شبنم دامنش يك ذرهتر شد
شقايق گونه بر دل بود داغي
فراق باغبان داغي دگر شد
به پايت آنقدر انگور ميريخت
كه شاخ تاك چشمم بي ثمر شد
نفهميدم سحر كي آمد و رفت
نيامد يارم و خاكم به سر شد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 4:24 قبل از ظهر  توسط &&***&&
|
با سلام
دانشجویان عزیز
روزتان مبارک
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط &&***&&
|
سلام
دوستان عید ولایت و امامت
حضرت امیر ع
بر شما گرامی باد
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط &&***&&
|
از جمله کسانی که بارها خدمت اربابمان؛ پناهمان صاحب مان 
حضرت بقیت الله ارواحنا فداه شرفیاب شده علامه بحرالعلوم است .
روزی بر خلاف همیشه علامه بحر العلوم را دیدند که در مقابل حرم
مطهر حضرت امیر المومنین علیه السلام ایستاده و به جای خواندن
زیارت؛با نوای دلنشین و اشک روان و شوری در دل این شعر را زمزمه
میکند 
چه خوش است صوت قران زتو دلربا شنیدن

بعد که از ان برگوار علت را جویا می شوند ایشان چنین می گویند:
چون خواستم وارد حرم مطهر حضرت علی علیه السلام بشوم
چشمانم به وجود نورانی حضرت حجت عج افتاد که درقسمت بالا
سر نشسته اند و با صدای روح بخش ایات کلام الله مجید را تلاوت
میکنند.چون ان نوای جانفزا را شنیدم ان مصرع شعر بر زبانم مترنم
شد و چون وارد حرم شدم حضرتش قرائت کلام الله را پایان دادند .
ای کاش ما هم ...............
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 7:32 قبل از ظهر  توسط &&***&&
|
وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي خنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن
عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت
نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه.
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي
خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد
ترجيح مي دهم طوري زندگي كنم كه گويي خدا هست و وقتي مردم بفهمم كه
نيست، تا اين كه طوري زندگي كنم كه انگار خدا نيست و وقتي مردم بفهمم كه هست
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 7:10 قبل از ظهر  توسط &&***&&
|
با سلام
عیدتان مبارک
انشاالله مجددا وبلاگم راه اندازی میشود
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط &&***&&
|
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد
ترجيح مي دهم طوري زندگي كنم كه گويي خدا هست و وقتي مردم بفهمم كه نيست، تا اين كه طوري زندگي كنم كه انگار خدا نيست و وقتي مردم بفهمم كه هست
خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر ، انچه دادی نعمت است ، انچه ندادی حکمت توست ، انچه گرفتی ازمایشت بود ، خدایا باز هزاران مرتبه شکرت
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط &&***&&
|
آنان كه خاك را به نظر كيميا کنند آيا بود كه گوشه ي چشمي به ما كنند يعني ميشه اين انتظار تموم بشه؟ يعني ميشه عشقمون بياد؟ يعني ميشه مارو قبول كنه؟ يعني ميشه ببينيمش؟
خبر آمد خبري در راه است .. سرخوش ان دل كه از ان اگاه است .. شايد اين جمعه بيايد شايد .. پرده از چهره
گشايد شايد .. توسط گمنام
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 6:39 قبل از ظهر  توسط &&***&&
|
انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است
لحظات شادي خدا رو ستايش كن لحظات سختي خدا رو جستجو كن لحظات آرامش خدا رو مناجات كن لحظات دردآور به خدا اعتماد كن و در تمام لحظات خدا رو شكر كن
وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند. زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي بین اذان تا نماز
هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نمي توني حفظش کني، چطور انتظار داري کسي ديگهاي برات رازت رو نگهداره
هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد: 1- جسارت در بيان عقيده 2- جرأت در پذيرش اشتباه
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط &&***&&
|