|
يا صاحب الزمان (عج) ادركني گذشت افطار و هنگام سحر شد نيامد يارم و خاك به سر شد نيامد ساقي ميخانه دوست خماري كم نگشت و بيشتر شد به اميدي كه حتماً خواهد آمد دو چشمم دوخته بر پاي در شد به پاي سرو ناز سر بلندم سر افتادهام افتادهتر شد نه تنها من ز پا افتادهام، ني ز هجرانت جدا كوه از كمر شد اگر آيي چه آهي و چه سنگي ببين آيينه هم اهل خطر شد به ياد آفتاب افتاده هر صبح كه شبنم دامنش يك ذرهتر شد شقايق گونه بر دل بود داغي فراق باغبان داغي دگر شد به پايت آنقدر انگور ميريخت كه شاخ تاك چشمم بي ثمر شد نفهميدم سحر كي آمد و رفت نيامد يارم و خاكم به سر شد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط &&***&&
|
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد ترجيح مي دهم طوري زندگي كنم كه گويي خدا هست و وقتي مردم بفهمم كه نيست، تا اين كه طوري زندگي كنم كه انگار خدا نيست و وقتي مردم بفهمم كه هست خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر ، انچه دادی نعمت است ، انچه ندادی حکمت توست ، انچه گرفتی ازمایشت بود ، خدایا باز هزاران مرتبه شکرت
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط &&***&&
|
|
|